به قهوه چی خوش آمدید

اولین نانوا چه کسی بود؟

۰۶ مرداد

اولین نانوا چه کسی بود؟

قدیم‌ها که مردم بیشتر بر راه آداب‌و‌سنن گذشتگان بودند، هر شغلی راه و رسم خودش را داشت؛ آدابی که سینه به سینه از جوانمردان و فتیان قبل از خودشان به آنها رسیده بود. کاسبان شغل‌های مختلف معتقد بودند هرکسی باید پیر شغل خود را بشناسد تا نانی که به خانه می‌برد حلال باشد.  خبازان  یا همان نانواها هم از این قاعده خارج نبودند و آنها هم آداب و رسومی داشتند؛ آدابی که در رساله هفت‌درویش درج شده است. در این رساله بعد از ذکر این نکته از لوازم نانوایی هم یادشده است و اینکه اولین‌بار چه‌کسی نانوا بود و داستان نان پختن چطور اتفاق افتاد.

اغلب کسب و پیشه‌ها، به گفته پیران و جوانمردان به حضرت آدم می‌رسد. شیث هم نان‌پختن را از پدرش آدم یاد گرفت. او ابتدا بی‌دست و پا بود و آدم به درگاه خدا دعا کرد و او دارای دست و پا شد. از اینها بگذریم و برسیم به آداب نانوا شدن. قدیمی‌ها معتقد بودند نانوا باید قبل از اشتغال به این کار علاوه بر دانستن قواعدش، خدمت پیر و استاد خودش را به جا بیاورد و برای او فاتحه بخواند وگرنه هرچیزی که از راه این کسب بخورد و بپوشد حرام است؛ چراکه تا دانه گندم را می‌کارند، پرورش می‌دهند، درو می‌کنند، پاک می‌کنند، خمیر می‌سازند و نان می‌پزند، هزار و یک کس در این کار دخیل هستند.

استادان نانوا هم نیازمند چندچیز هستند: ترازو و کیل که همان پیمانه است، جوال و غربال، آردروب، تغار و کاسه، خُم و خمیر، چوب و سایه‌بان، آستینچه و کاردک و لُنگ، انبر نان‌کنی و بالش گذاشتن نان در تنور و… چراکه هر نانوا کارش بدون این ابزار لنگ می‌ماند.

اما داستان پدید آمدن نان؛ همانطور که گفتیم نانوایی از آدم مانده است. او در بهشت گندم خورد و رانده شد و به زمین آمد. بعد توبه کرد و قبول شد اما گرسنه ماند. به درگاه خدا دعا و خوردنی طلب کرد. خداوند به جبرئیل امر کرد: برو به بهشت و گندم بیاور و آرد کن و نان بپز و به آدم و حوا بده. همان دم جبرئیل رفت و همین کارها را انجام داد و نان را جلوی آدم و حوا گذاشت تا بخورند و آرام بگیرند. بعد به فرمان خدا جبرئیل طریقه نان پختن را به آدم و خمیر کردن را به حوا یاد داد. وقتی هم که شیث نبی به دنیا آمد، آدم به او اینها را یاد داد. بعد هم که نوح به دنیا آمد و خواست که با کشتی سفر کند و از عذاب الهی دور شود، پیام آمد که نان زیاد بپز. نوح هم بعد از ساختن کشتی، یوسف عدنی، سیف‌الله مکی و احمد اویس را مسئول این کار کرد. در دوره سلیمان نبی هم کسی نبود که نان بپزد. جبرئیل آمد و به او گفت در اصفهان مردی است به نام  پیرمرجع که نانوای بسیار خوبی است و از خواجه خضر زنده یاد گرفته است.

اما جز این نانواها باید می‌دانستد چه دعایی قبل و حین کار و بعد از کار بخوانند و هرچیزی از کجا آمده است و…؛ مثلا بر استاد نان‌پز چند چیز واجب است؛ اول پیوسته در طهارت باشد، دوم ۵ وقت نماز را به‌جا بیاورد، سوم‌ماه رمضان روزه بگیرد، چهارم در کار شریعت و سؤالات آن استوار باشد و… . مواردی که باید رعایت کنند بیشتر است اما در آخر به اینجا می‌رسد که بردبار و با تحمل باشد، کینه نداشته باشد، غیبت نکند،  حرف بد نزند و همیشه به فکر و ذکر باشد. مواردی که هنوز هم برای نانوایی که یکی از مراکز پرتردد رفت‌وآمد مردم است، واجب است و نیکو.

ارسال نظر